کوثری عشق مامان و بابا

سلامی دوباره

1392/6/16 13:41
نویسنده : زینب فتوحی
501 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دوست های گلم و دختر نازم

چند وقتی بود که حس آپ نیست ما الان پیش مامان جون هستیم یعنی شهر خودمون هستم اینجا شما شب و روز نداری مدام یا داری بازی میکنی یا فضولی یا مخ یکی رو پیاده میکنی کلا دور و برت شلوغه و وقتی یه کم تنها میشی زود حوصله ات سر میره خلاصه خیلی بهت خوش میگذره .......

انشاالله خبر های جدید و خوبی هم از طرف دختر خاله شما داره میرسه و ما هم تو پوست خودمون نمی گنجیم خدا کنه همیشه خبر های خوب و خوش باشه عزیزم ..........

فعلا تا اینجا رو داشته باش تا ببینیم چی مییییییییییشه و مامان تنبلت باز راه بیوفته............

 

از دوست های گلم هم معذرت میخوام که نتونستم و نرفتم بهشون سر بزنم واقعا شرمندشون

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان طاها
16 شهریور 92 22:59
خوشحالم که خوب و خوشید.
مامان علی مرتضی
19 شهریور 92 14:08
خصوصی
مامان پرنیا جون
30 شهریور 92 11:11
سلام خوبی عزیزم سلامتی کوثر جون خوبه می بینم خوب رفتی به صفا و خوش گذرونی .تنبل خانوم
1