یک روز دیگه
بله همینجور روزهاست که از پی هم میان و میرن- تو داری بزرگ میشی هر روز خوشگل تر و باهوش تر من و بابایی هم به قول قدیمیا داریم پیر میشیم هر چند تا پیری هنوز کلی راهه چهار ماهت تمام شد و مثل یه چشم به هم زدن گذشت الان خیلی شیطون و بلا شدی خیلی کنجکاو میخوای همش به مه چیز چنگ بزنی - از همه چیز سر در بیاری - لمس کنی مزه کنی خلاصه که الانش هم حریفت نمی شم خدا به خیر کنه بزرگ تر بشی چند مورد جالب تو خواب خمیازه میکشی ما دیده بودیم مردم قبل از خواب خمیازه میکشن ولی شما توخواب سحر از خواب پاشدیم داشتم زیر پات رو عوض میکردم کا شما همینجور که تو خواب بودی خمیازه کشیدی و من و بابایی با دیدن این صحنه زدیم زیر خنده - دیشب هم توی خواب همینجور وول...


