کوثرکوثر، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

کوثری عشق مامان و بابا

شروعی دوباره

سال نو رو به همه دوستهای خوبم که تو این مدت منو از یاد نبردن تبریک میگم خیلی دلم واسه همتون تنگ شده بود .............من 13 اسفند ماه رفتم پیش مامان بابام و تا 11 عید پیششون بودم الانم دارم از دوریشون دق میکنم خلاصه با اینکه هم اتفاق های بد افتاد هم خوب ولی خیلی بهم خوش گذشت خلاصه خیلی دلم براشون تنگ شده واسه همین تا چند روز اصلا دست و دل نداشتم بیام نت و وبلاگ رو آپ کنم تازه همه مون هم سرما خوردیم خفن نمیدونم چرا اصلا خوب بشو هم نیستیم دیگه این مریضی کلافه ام کرده ...........از دوست های گلم عذر میخوام که دیر اومدم بهشون سر زدم ........ولی اومدیم که با اتفاق های جدید از کوثر بازم وبلاگ رو رنگ رو بدیم اول از تبریک سال نو شروع میکنیم تا ........
21 فروردين 1391

خبر

سلام دوست های گلم منو ببخشید این هفته نمیتونم بیام ÷یشتون ولی حتما از شنبه به همتون سر میزنم ما رو فراموش نکنیدددددددددددهاااااااااااااااااااا ...
7 اسفند 1390

کوثر بلا

این جا کوثر و بابایی دارن دل میگیرن و قلوه میدن به هم   ببین همیشه اماده ای که من دوربین به دست بشم و شما هم زود برمیگردی و به من نگاه میکنی ببینی چه کار میخوام انجام بدم این هم نمونه ای از آثار دندون های مبارکته که روی سیب زمینی خام مونده ....این روز ها هیچ کسی از دندون های تیزت در امان نیست دیشب من و بابایی داشتیم فیلم بازی میکردیم شما هم داشتی طبق معمول از روی ما رد میشدی و اینور و اونور میرفتی ما غرق در فیلم بودیم که یکهو دیدم بابایی دادش در اومد بله شما انگشت پاش رو گاز گرفتی البته بگم منو هم خیلی گاز گرفتی اما این یکی خیلی جالب بود گفتم تعریف کنم بخندیم این هم نمونه ای از قیافه گرفتن های شماست ببین ...
3 اسفند 1390

:::....خــــونه ی خــــــــــــدا ..::.

.......::::::....خــــونه ی خــــــــــــدا ..::. الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمی ده؟ یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس. بله با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم. قول داده امشب جوابمو بده بگو من می شنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم هر چی می خوای به من بگو قول می دم به خدا بگم صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکی که در چشمانش حلقه ز...
30 بهمن 1390

درس زندگی

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند . . . کوروش کبیر . . . . دنیای بیرحمیست چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم چاره کم کردن رابطه ست که لااقل به مفت نفروشنمان < ...
29 بهمن 1390