بازم شرح حال
ول از کار جیددت بنویسم که یاد گرفتی : وقتی بهت میگم کوثر دست بده قشنگ یه دستت رو جلو می آوری و دست میدی خیلی باحاله اینقده ناز دست میدی از دیگه کارایی که یاد گرفته بودی انجام بدی البته وای وای بد هم بود زبون در آوردن بود مامان جون یادت داد و زبون مثل خیار شورت رو خیلی ناز بیرون می آوردی هر کی زبونش رو برات در می آورد تو هم اداش رو در می آوردی ولی خوشبختانه چند روز ی هست که یادت رفته دیگه اینکه مامان جون وقتی سرفه میکرد تو هم این کار رو انجام میدادی و اداش رو در می آوردی و خیلی بامزه سرفه میکردی و جالب اینجا بود که اگه صدایی از خوش در می آورد که تو نمی تونستی این کار رو انجام بدی سزفه میکرد و ما هم کلی بهت میخندیدیم ...










