کوثرکوثر، تا این لحظه 7 سال و 8 ماه و 18 روز سن دارد

کوثری عشق مامان و بابا

کوثر و اشتباه بابایی

1390/11/2 11:12
نویسنده : زینب فتوحی
340 بازدید
اشتراک گذاری

این دفعه یه قضیه جالب و بامزه و خنده دار البته واسه من و بابایی خنده داره واسه شما گریه داره....

چند شب پیش دیر وقت بود داشتیم برمیگشتیم خونه شما هم خمار خواب بودی بابایی تو ماشین ترانه های عارف رو گذاشته بود چند روز بود که همش اون بود هر وقت سوار ماشین میشدم من دوست ندارم ولی گاهی تحمل میکنم خلاصه من کلافه شدم به بابایی گفتم اه همش عارف بذار یکی دیگه بخونه اومدم عوض کنم دیدم بابایی دستش رو آورد که بزنه تو دستم که دست نزنم منم زرنگ دستم رو کشیدم ولی دیدم صدا داد .......بله تو دست شما خورد دستش اون زد پشت دست تو و تو هم که بعد از ٨ثانیه گریه ات در اومد آخه تو حال خودت بودی حالا منو میگی مرده بودم از خنده بابایی که خودش نفهمیده بود زده تو دست تو بهش میگم فهمیدی چی شد چی کار کردی میگه چی شد این چرا گریه کرد گفتم دیوونه زدی تو دست کوثر حالا ما رو میگی هم دلمون برای تو گل نازم میسوخت هم داشتیم بلند بلند میخندیدم خوشبختانه زیاد دردت نیومد بیشتر ترسیدی یکدفعه چی شد  و گریه زیاد نکردی ولی من و بابایی تا خونه همینطور میخندیدیم به بابا میگم تا تو باشی نخوای منو بزنی ببین چوبش رو باید این بچه بیچاره بخوره اونم که خودش خیلی دلنازکه  یه عالمه بوست کرد و نازت رو کشید ولی الان هر دفعه یادمون میاد دوباره میخندیم ببخشید گلم این دفعه تقصیر بابایی بود..........

 


پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (21) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان ریحانا
3 بهمن 90 0:05
سلام
چه خدای عاشقی که گناه می خرد و بهشت می فروشد و ناز بنده را می کشد .
خداوندا در این آخر ماه صفر به حق خون حسین ابن علی به دردهای دل زینب به غریب امام هشتم و به حرمت آقا رسول الله گیرنده این پیام و عزیزانش را در زمره یبهترین بندگانت و مایه مباهات فرشتگانت قرار ده و حاجات خیرش را بر آورده ساز آمین


الهی آمین
مامان آرمان
3 بهمن 90 1:04
سلام جالب بود.
البته از نظر ما نه از نظر کوثر خانم
از زبون کوثر جون:بابا شما با هم مشکل دارید چرا پای من را وسط میکشید...بگذارید من تو احوالات خودم باشم دیگه


این بابا چه کارا که به سر این دخی نمیاره
دایی پسقلی
3 بهمن 90 7:20
هی .... وای من .... از دست این مهدی حواس پرت .... حالا دیگه میزنی تو دسته کوثر جونی ها .... ؟؟؟ مگه دستم بهت نرسه .... طفلی بچه که اون وقت گیج خواب بوده و چه شوکی بهش وارد شده ....

آره دیگه اینم از دست دوست دیوونه شما
dokhi
3 بهمن 90 12:30
سلام خوبید
dokhi
3 بهمن 90 12:31
وایی بیچاره کوثر
dokhi
3 بهمن 90 12:31
البته عیب نداره بزرگ میشه یادش میره
dokhi
3 بهمن 90 12:32
کوثر اینجا چه ناز افتاده


چشات ناز میبینه عزیزم
dokhi
3 بهمن 90 12:33
rasti linkamo doros kon
miss lovely


باشه عزیزم
مامان ریحانا
5 بهمن 90 2:38
مشکی از تن بدرآرید ربیع امده است خم ابرو بگشایید ربیع امده است مژده ای ختم رسل داد که اید به بهشت هرکه بر من خبر ارد که ربیع اماده است ماه ربیع الاول مبارک
مامان ریحانا
5 بهمن 90 2:39
سلام اتفاقا من آهنگ آهای آهای ستاره ها فانوس راه من بشید عارف رو خیلی دوست دارم