کوثری عشق مامان و بابا

www.kosarjoon.com

روز شیرخواران حسینی

1390/9/23 14:01
نویسنده : زینب فتوحی
925 بازدید
اشتراک گذاری

مراسم روز شیر خواران حسینی رو امسال برای اولین بار با تو رفتم گلم و به مادر شدنم افتخار کردم.

مراسم خیلی زیبا بود و مداحی خیلی خوبی بود و خیلی فضای روحانی و حال و هوای خاصی ایجاد شده بود .

صبح از خواب بلند شدی زود آماده کردمت و زود رفتیم هوا بد نبود مجبور شدم صبحانه ات رو ببرم اونجا بهت بدم آخی خیلی زود شروع شده بود.

اونجا خیلی دمق بودی و نق میزدی نمیدونم چرا شاید به خاطر این بود که زود بیدار شده بودی خلاصه همش تو بغلم بودی کم کم خوابت برد و مراسم که تموم شد بیدار شدی . خیلی حال عجیبی داشتم شاید امسال حس خاصی نسبت به روضه هایی که خونده میشد داشتم .

اینم چند تا عکس خوشمل از شما دختر حسینی من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (27) مشاهده جعبه ارسال نظر
دایی پسقلی
23 آذر 90 15:31
به به به ......................... آفرین به کوثر جون و مامانی ...... انشالله که همیشه و همه جا حسینی باشی.... و یاد و مهر امام حسین و یاران وفادارش و شیرخواره کوچکش از دل و ذهنت بیرون نره.... و همراهت باشه.... دست مامانی درد نکنه بابت عکسای زیبایی که از دخملی جون گرفته..... تشکر
دایی پسقلی
23 آذر 90 15:34
نوشته شما رو خوندم. دست گلتون درد نکنه. آخه تو این زمونه کم پیدا میشن آدمایی که تجربه های خودشونو در اختیار آدم قرار بدن. یکی مهدی اقا و یکی هم شما واقعاً دستتون درد نکنه. همیشه مدیون شما هستم بابت راهنمایی ها ی مفید و به موقع تون.......
-------------------
یه کم نوشته دیگه هم در جواب به نوشته شما دارم که براتون بصورت پ خ خواهم فرستاد.
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشکر


پیغامی نبود
lovely
23 آذر 90 19:35
سلام م م م م
میس لاولی
23 آذر 90 19:35
واییی خدا کوثرو نیگا چه ناز شده
lovely
23 آذر 90 19:36
چه مقعنه خوشملی دوختین!
جونم م م م چه هنرمند!!


آره دیگه کاش منم از این هنر ها داشتم
میس لاولی
23 آذر 90 19:36
الهــــــــــــــــــی خب اون سس و جمع کنین دیگه شما که میدونین شیطونه سسم با خودتون میبردین دیگه
میس لاولی
23 آذر 90 19:37
گریه نکرد؟؟
بیچاره از شدت تندی صداهای عجیب غریب در میورده


دخترم بیچاره گریه نکرد ولی جیغ بلندی کشید
میس لاولی
23 آذر 90 19:37
وایییی این ریحانه چه نازه ه ه ه
میس لاولی
23 آذر 90 19:38
خب دیگه با اجازه شما ما رفع زحمت کنیم خدافیظ
دایی پسقلی
24 آذر 90 9:02
شرمنده ام بخدا ...... دیشب حسابی تو مغازه شلوغ بود ... امروز تا ظهر یا عصر واستون ارسال میکنم. البته بصورت خصوصی .....
ببخشید.


عیبی نداره مهم نیست